امامی که قلب محله را تسخیر کرد/ جلسه مکاسب در چایخانه و ایجاد صلح در پاسگاه

امامی که قلب محله را تسخیر کرد/ جلسه مکاسب در چایخانه و ایجاد صلح در پاسگاه
مجتبی عظیمی
0
۱۱ دی ۱۴۰۰

حجت الاسلام کوهی امامی است که بعد از چند سال فعالیت محبوب قلب مردم محله شده است و هر آنچه می‌توانست برای تبلیغ و کمک به مردم به میدان آورد.
به گزارش مرکز رسانه بنیاد هدایت، برخورد مردم با این طلبه مرا شگفت زده می‌کرد، کسبه ای که با دیدنش با شوق به استقبالش می‌آمدند، بوق موتورسوار جوانی که با ظاهری داش مشتی از آن طرف خیابان گفت: مخلصیم حاج آقا، و یکی از اهل محل که می‌گفت دلش برای حاج آقا یه ذره شده است.
تعجبم از احترامی که به او می گذاشتند نبود، بلکه از محبتی بود که از چشم اهالی محل و کسبه، نسبت به امام پایگاه فرهنگی اجتماعی محله موج می‌زد، محبت‌هایی که واقعی و برآمده از عمق جان بود.
همه اهل محل را می شناخت، نه فقط با اسم، انگار سالها رفیق بودند، زندگی نامه اهل محل دستش بود، مشکلاتشان، دردهایشان، نوع فکرشان و … همه را میدانست، معلوم بود ساعت ها همزبان و همدل مردم شده است.

سوال بزرگی که ذهنم را درگیر کرد این بود که چگونه؟
حجت الاسلام ولی کوهی امام پایگاه فرهنگی اجتماعی محله کشتارگاه ارومیه، دو سه سالی می‌شود در مسجد امام هادی (ع) در این محله مشغول تبلیغ است.
کارهای زیادی به برکت حضورش در این مدت صورت گرفته، تاسیس صندوق قرض الحسنه، ایجاد نمایندگی کمیته امداد در مسجد، چند برابر شدن نمازگزاران مسجد، تشکیل گروه‌های جهادی، حل برخی مشکلات عمرانی محله، ایجاد مرکز مشاوره سلامت و اعتیاد، و تحصیل، جمع آوری مراکزی که با شأن محله و شرع همخوانی نداشت، دعوت از مسئولین استانی و شهری برای شنیدن مشکلات مردم، همکاری با پاسگاه و دفاتر تسهیلگری، ایجاد وحدت بین مساجد و هیئت های محله و… از جمله بخشی از این اقدامات بود.
قرارمان در مسجد بود. اما طبق عادت حاج آقا با فاصله از مسجد پیاده راه افتاده بودیم تا بین راه حال و احوالی از اعضا محل بپرسد. هر چند که ما بیشتر از حاج آقا مشتاق بودیم ببینیم این رابطه قلبی ظهور و بروزش چطور است.
قدم به قدم همراه حاج آقا کوهی در محله به راه افتادیم؛ محله را به ما نشان میداد، و از هرجای این محله یک ماجرا تعریف میکرد حتی چایخانه محله! می گفت قبل از کرونا هر هفته در این چایخانه که اکثر بازاریهای محله جمع می شدند درس مکاسب می‌گفتم و بسیار مورد استقبال قرار می گرفت.
از او درباره رمز و راز این موفقیت‌ها پرسیدیم، اگرچه او خودش را فقط عضوی از مسجد می‌دانست و بعد از مصاحبه هم تاکید داشت که نقش هیات امنای مسجد را پر رنگ نشان دهیم اما قلب تپنده ماجرا خود او بود و عنایتی که به خودش شده بود تا بتواند چنین موثر باشد.

صحبت‌های اهل محله درباره حجت الاسلام کوهی
به مسجد که رسیدیم اولین چیزی که حاج آقا گفت در مورد مراسم مسجد بود و گفت: قبلا در ایام و مناسبت ها برای نماز یا سخنرانی توفیق حضور در این مسجد را داشتم اما تابستان سال ۹۶ بود که برای تبلیغ به این محله و مسجد آمدم و ماندگار شدم.
اولین کاری که در هنگام آغاز تبلیغ انجام دادم همدل کردن ارکان داخل مسجد بود از نمازگزاران گرفته تا هیئت امنا. چرا که اگر آنها همراه باشند کار کردن بسیار آسان‌ است.
الحمدلله در مسجد ما هم پایگاه، هم هیات، هم مرکز سلامت و مرکز نیکوکاری و واحد خواهران فعال است،به لطف خدا با این مراکز یک ستاد واحد تشکیل دادیم به نام ستاد هماهنگی مسجد و همه این مراکز هرکدام کاری انجام می دهیم به نام ستاد هماهنگی مسجد است یعنی همه برای مسجد یک دل شدیم.
پرسیدیم تاثیر این اقدامات روی محل چه بود؟ گفت: بعد از همراهی ارکان داخل مسجد این انسجام و وحدت به محله هم منتقل شد، برای هماهنگی و انسجام بیشتر ارکان محله، بنده با تک تک روحانیون مساجد محله دیدار داشتم رفتم پشت سرشان نماز خواندم و ساعت‌ها درباره مشکلات فرهنگی محله صحبت کردیم.
حاصل این رفت و آمد ها و صحبت‌ها ایجاد یک وحدت بین مساجد و هیات‌های محله بود که نمودش را در مراسم مختلف به خصوص در محرم با ایجاد یک هیات منسجم از هر سه مسجد دیدیم.
افزایش جمعیت نمازگزاران مسجد با روضه خانگی/ جشن تولد مسجدی برای نوجوانان
چیزی که ذهنم را مشغول کرده بود نحوه ارتباط حاج آقا با اهالی بود؛ معلوم بود این ارتباط بیش از یک ارتباط عرف و معمول بین امام جماعت و نمازگزار است. پرسیدم این ارتباط با اهالی محل چطور به وجود آمد؟
کاری که بعد از انسجام بخشی محله انجام دادیم، سرکشی و رفت و آمد به خانه نمازگزاران مسجد بود، این کار هم یک وضعیت سنجی بود و هم در کنارش بذر محبت در دلها کاشته می‌شد.کم کم این رفت ‌و آمد ها هفتگی شد. در این دیدارها، اعتماد و محبت شکل میگرفت که به برکت آن دیدیم کم کم تعداد نمازگزاران مسجد بیشتر شد.
روضه های خانگی اهل محل را اکثرا خودم کاملا مجانی می‌رفتم، وقتی پاکتی میدادند نمی گرفتم. در صورت اصرار می گفتم بدهید به یک مستحقی که می شناسید، همین نگرفتن صله باعث شد بانوان نمازگزار مسجد چند برابر شوند.
برای نوجوانان و جوانان محل هم کاری انجام شد؟
در محله ما اکثر نوجوانان و جوانان اهل کار هستند و در کنار تحصیل در جایی کار می کنند. من به عنوان امام جماعت می رفتم به محل کارشان سرمی زدم سفارش می کردم به استاد کار که هوایش را داشته باش.
تاریخ تولد نوجوانان مسجد را گرفتم و جایی یادداشت کردم و موعد هرک دام می شد به همراه هیات امنا با خرید یک کیک تولد به خانه آن نوجوان می رفتیم و برایش تولد می گرفتیم. با این که خیلی از این خانواده ها مسجدی نبودند اما با همین کار هم محبت و هم اعتماد به مسجد در دلشان شکل گرفت. این اعتماد باعث شد وقتی برای فرزندشان مشکلی در درس یا زندگی پیش می‌آمد ابتدا به ما می‌گفتند و از ما کمک می‌خواستند.

رفع مشکلات معیشتی اهل محله با ایجاد بانک اطلاعاتی
شنیده‌ایم صندوق قرض الحسنه‌ای هم در محل به راه انداخته‌اید، ایده این صندوق از کجا به ذهن شما رسید؟
قدم بعدی و بزرگترین دغدغه بحث معیشت اهل محل بود، از آنجا که محله ما کم برخوردار است این دغدغه در ما بود که بتوانیم باری از دوش مردم برداریم. در این راستا صندوق قرض الحسنه مسجد را تشکیل دادیم که نزدیک ۸۰ نفر عضو دارد. در کنار صندوق نمایندگی کمیته امداد را گرفتیم و محرومین و افراد نیازمند محله را شناسایی کردیم و یک بانک اطلاعاتی از وضعیت مردم تشکیل دادیم که بر اساس همین اطلاعات با اولویت بندی پیش می‌رویم.
در همین ایام کرونایی کمتر روزی بود که دوستان ما در این مراکز نیکوکاری بیکار باشند. یا در حال شناسایی بودند یا در حال رفع مشکل و پخش ارزاق.

همکاری با پاسگاه محل و میانجیگری اختلافات اهل محله
اهل میانجیگری هم هستید در دعواها و اختلافات، کمی در این مورد برایمان بگویید.
همکاری با ارگان‌ها و نهادها چیزی بود که کم کم راه افتاد، به عنوان مثال با پاسگاه محله همکاری بسیار خوبی داریم. در مباحث اختلافات به عنوان میانجی ورود می کنیم و بسیاری از اختلافات را به لطف خدا حل و فصل کردیم. اگر الان به پاسگاه تشریف ببرید اسم بنده پای برخی از این حل و فصل ها ثبت شده که این اختلاف با میانجیگری امام جماعت مسجد منجر به صلح شد.
در کنار مصالحه و میانجیگری از ظرفیت پاسگاه در جهت پاکسازی محله از برخی کسب و کارهایی که دون شان و شرع بود استفاده کردیم.
پاسگاه و دفتر تسهیل گری و مسجد در کنار هم بسیاری از مشکلات محله را پیگیر هستیم به عنوان مثال پیگیر یک مجتمع آموزشی برای محله هستیم.
یکی دیگر از دغدغه های ما اصناف محله بود که برخی هم اهل این محله نیستند اما الحمدلله ترتیبی اتخاذ شده که بسیاری از مشکلات این اصناف را از طرف مسجد از نهادهای دولتی پیگیری می کنیم، از مهر مسجد برای حل مشکل این اصناف استفاده می کنیم.
میانجیگری در اختلافات اهالی محل
برای آسیب‌های اجتماعی محله هم کاری انجام داده‌اید؟
برای حل مشکلات محله هم آسیب شناسی کردیم هم برنامه ریزی، مثلا ما در بحث اعتیاد هم نقاط آسیب را شناختیم هم پایگاه سلامت تاسیس کردیم، برای مشاوره و راهنمایی خانواده هایی که درگیر این مشکل هستند هم بحث معرفی افراد به اماکن ترک اعتیاد را پیش گرفتیم و هم پس از ترک تلاش کردیم موضوع اشتغال این افراد را حل کنیم.
در کنار این کارهای منظم بسیاری از کارهای موردی هم اتفاق افتاد.به عنوان مثال از اهل محله یک بنده خدایی به دلایلی در دام ربا افتاده بود و زندگی اش در حال نابودی بود. الحمدلله با کمک صندوق بدهی او را پاک کردیم و از راه حلال مشکلش رفع شد.
بعضی شبها به جای منبر پای درد دل مردم نشستم
با این همه کار منبرهایتان برقرار است و پر رونق؛ رمز و رازش چیست؟
هر روز قبل نماز ماشین را کمی دورتر پارک می‌کنم، از اول خیابان شروع می کنم احوال پرسی و خوش و بش با کسبه، حداقل با یک سلام خشک و خالی اعلام میکنم که دوستشان دارم.
به نظرم مهمترین وظیفه یک طلبه و مبلغ زیر و رو کردن زندگی انسان‌ها است یعنی تغییر سبک زندگی مردم. این تغییر سبک زندگی نیازمند این است که با مردم زندگی کنیم و پای درد دلشان باشیم.گاهی نیاز نیست حرف بزنیم گاهی منبر با حرف زدن نیست، بسیاری از شبها بعد نماز دورهمی داریم، می گویند حاج آقا امشب منبر نمی روی؟ میگویم امشب شما قرار است حرف بزنید من فقط شنونده ام. از دل این صحبت‌ها است که بسیاری از مشکلات حل می‌شود.

در دیگر رسانه‌ها ببینید:
باشگاه خبرنگاران جوان

لینک کپی شد!