امام محله‌ای که ناجی یکصد معتاد شد/ از شبکه‌سازی تا کمک به کسب روزی حلال

امام محله‌ای که ناجی یکصد معتاد شد/ از شبکه‌سازی تا کمک به کسب روزی حلال
پورفلاح
0
۱۶ دی ۱۳۹۹

حجت‌الاسلام هادی خسروی؛ «امام محله» منطقه پشت بیمارستان اسدآباد همدان با پوشش جمعیت ۷ هزار نفری توانسته اقدامات مهمی را با شبکه‌سازی به ثمر بنشاند، از ترک اعتیاد معتادان گرفته تا کاهش طلاق و ایجاد اشتغال در منطقه .

به گزارش روابط عمومی بنیاد هدایت؛ صحبت از «امام محله‌» و یک «مبلغ جهادی» در یکی از مناطق محروم اسدآباد است که فعالیت‌های فرهنگی زیادی انجام داده و در نجات بسیاری از افراد گرفتار به دام اعتیاد نقش موثری ایفا کرده است.

مشتاق می‌شویم با این روحانی جوان که این روزها، زندگی طلبگی‌اش را به شکل دیگری با زندگی آدم‌هایی که به ته خط رسیده‌اند، پیوند داده، گفت‌و‌گویی داشته باشیم.

حجت الاسلام هادی خسروی، روحانی جوان، فعال، جهادی و یکی از امام محله‌های برتر استان از نگاه اداره‌کل تبلیغات اسلامی است که با تشکیل کارگروه‌های مختلف اقدام به شبکه‌سازی در راستای رفع محرومیت منطقه زیرپوشش تبلیغی خود کرده است.

این «امام محله» با تشکیل ۱۲ کارگروه آقایان و ۱۲ کارگروه بانوان در «منطقه پشت بیمارستان اسدآباد»، جمعیتی بالغ بر ۶۰ نفر از معتمدین محله را گرد هم آورده تا با همکاری آنها از معضلات و آسیب‌های اجتماعی چون اعتیاد، طلاق، فروش مواد مخدر و بیکاری بکاهد.

او معتقد است «امام محله» پیشواست تا افراد را گرد هم آورد و با کمک آنها مشارکت در برنامه‌های فرهنگی، اجتماعی و دینی را تقویت کند، کار شبکه‌ای جزو کارویژه‌های این روحانی است تا اگر روزی به هر دلیلی خود در این منطقه نبود دیگران کار را پیش ببرند و برنامه تعطیل نشود؛

بفرمایید چه سالی وارد حوزه علمیه شدید؟ چند سال است به کار تبلیغ مشغولید؟

هادی خسروی هستم، متولد ۱۳۷۱، از سال ۹۰ وارد حوزه علمیه شدم البته قبل از ورود به این مجموعه در برنامه‌های فرهنگی و مرتبط شرکت می‌کردم، در سال ۹۷ وارد طرح پایگاه فرهنگی و اجتماعی منطقه پشت بیمارستان شدم و در مسجد امیرالمومنین(ع) کارم را آغاز کردم.

به نظر شما چرا باید در یک منطقه و یا روستا فردی به نام «امام» فعالیت کند؟

امام؛ رهبر و پیشواست، یعنی کسی که مدیریت محله و روستا را برعهده دارد و هدایت و رهبری مردم و اتحاد و هماهنگی بین آنها برای رفع مشکلات را انجام می‌دهد، پس می‌تواند نقش بسیار پررنگی در جامعه داشته باشد.

فرمودید ۱۰ سال است کار تبلیغی انجام می‌دهید، چه شد اسدآباد را به عنوان منطقه تبلیغ انتخاب کردید؟

یکی از دلایل حضورم در این منطقه این بود که خودم اهل آنجا هستم. دِینی به گردنم بود که باید برای رفع آسیب‌های اجتماعی آن منطقه تلاش می‌کردم، محله‌ای بودم که متاسفانه پایلوت تمام آسیب‌های اجتماعی در شهرستان بود. سعی کردم در این منطقه اتحاد بین نیروهای ارزشی را ایجاد کنم تا به کمک آنها مشکلات را در حد توان رفع کنیم.

مردم مرا می‌شناختند و ارتباط زیادی با آنها داشتم، ۸۵ درصدشان را کاملا می‌شناختم، با مشکلات و آسیب‌های آنجا هم آشنا بودم. اولین کاری که انجام دادم «شبکه‌سازی اجتماعی» بود؛ یعنی برنامه‌ریزی برای کار تشکیلاتی زیبا که مورد استقبال اهالی هم قرار گرفت. به نظرم تنها راه برون‌رفت مشکلات در سطح کشور شبکه‌سازی است.

کار خود را چطور آغاز کردید؟ اقبالی از جانب مردم داشتید یا خیر؟

وقتی وارد منطقه شدم مسجدی تازه‌ساز در آنجا وجود داشت که خیلی فعال نبود و جمعیت چندانی نداشت، اکثر طلبه‌هایی هم که قبلا وارد آنجا شده بودند تنها برنامه اقامه نماز و سخنرانی داشتند؛ باید برنامه‌ریزی می‌کردیم تا مسجد به پایگاهی برای رفع مشکلات و انجام فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی تبدیل شود، این شد که کار شبکه‌سازی را انجام دادیم که حضور نیروهای ارزشی در کنار هم را ممکن می‌ساخت.

نیروهای ارزشی اما پراکنده‌ را گرد هم آوردیم، کار شبکه‌سازی با توجه به شناختی که از سطح محله داشتم یک ماهی طول کشید،  اولین کار تشکیل «کارگروه آمار و اطلاعات» بود و در قالب آن با کمک افرادی که شناخت کاملی از محله داشتند کار شناسایی افراد موثر را پیش بردیم.

کارگروه‌های مختلفی را تشکیل دادیم، اولین کارگروه «آمار و اطلاعات» بود که رصد جمعیت، مشکلات و گرفتاری‌ها را انجام می‌داد، کارگروه‌های بعدی هم شامل «تربیت و آموزش»،«مقابله با اعتیاد»، «قرآن و عترت»، «شهدا و امور ایثارگران»، «خانواده»، «آموزش اشتغال و مهارت‌های شغلی»، «رسانه و تولید محتوا»، «جهادی و خیرین»، «مراسمات» و «ورزشی و تفریحات سالم» بود، بعد از فرمان تاریخی مقام معظم رهبری نیز در سال ۹۷ کارگروه «گام دوم انقلاب» را تشکیل دادیم.

شروع کردیم به رصد جمعیتی و تعداد افراد شاغل و بیکار، کشاورزان، زنان، کودکان، دانش‌آموزان، خانواده‌ها و افراد زیر پوشش نهادهای حمایتی را شناسایی کردیم، معتمدگیری از محلات و شناسایی تعداد جمعیت جوان، پیر، زیر ۶۰ سال و بالای ۶۰ سال و… هم انجام شد.

چه تعداد در منطقه زیرپوشش  بودند، لطفا از آسیب‌های منطقه هم بگویید.

تقریبا ۷ هزار نفری بودند. در حوزه شبکه‌سازی یکی از برنامه‌های اجرایی شناخت آسیب‌های منطقه و فرصت‌ها و تهدیدها بود، اولین آسیب محرومیت از خدمات عمومی بود، یعنی نهادهای حمایتی و دولتی در حوزه خدماتی ضعیف عمل کرده بودند. ما در منطقه حاشیه‌ شهر بودیم و کار خدماتی به انزوا رفته بود.

دومین موضوع بیکاری بود و فقر اقتصادی و فرهنگی، اعتیاد و فروش مواد مخدر، طلاق و آسیب‌های ماهواره و فضای مجازی، کمبود فضاهای آموزشی و فرهنگی، مکان‌های تجمع معتادین، سرقت و مصرف مشروبات.

در این راستا یکی از کارهایی که انجام دادیم‌ معتمدگیری در سطح کوچه‌ها بود، تمام کوچه‌ها را به صورت اینترنتی و با برنامه شبکه‌سازی شناسایی کردیم و برای هر کوچه فردی قرار دادیم که مورد اعتماد مردم بود.

برای محله‌‌هایی که زبان و گویش خاصی داشتند سعی کردیم افراد معتمدی را انتخاب کنیم که به زبان آنها آشنا باشند مثلا برای جمعیت کردزبان رابط محله آشنا به زبان کردی قرار ‌دادیم و همینطور برای «ترک» و «لر» تا ارتباط راحت‌تری با مردم داشته باشند. «شبکه‌سازی» کار بسیار مهمی است به نحوی که پیشبرد تمام برنامه‌های ما در قالب آن در سطح محله انجام می‌شود.

وجود حاشیه‌نشینی و شدت آسیب‌های اجتماعی قطعا کار شما را سخت می‌کند، بفرمایید جذب مردم به مسجد خالی از سکنه چطور پیش رفت؟ 

با افرادی که در کارگروه حضور داشتند محرومیت‌ها و آسیب‌ها را در محله رصد کردیم، بنده مدیریت آن را برعهده داشتم چرا که نحوه برخورد با مشکلات برایم مهم بود. وقتی مسائل را شناسایی کردیم تبدیل به فرصت هم شد یعنی در موضوع محرومیت و خدمات عمومی برنامه‌ریزی گرفتیم چه کاری را انجام دهیم تا بتوانیم مردم را کمی پای کار بیاوریم.

جلسات متعددی در این زمینه تشکیل شد و برای هر کدام از ادارات و نهادها م یک رابط قرار دادیم، یعنی رابطی برای حل مشکلات در ادارات، البته شناسایی نهادهای دولتی و غیردولتی را هم در سطح‌ محله در برنامه داشتیم؛ جلسات متعددی با سپاه، فرمانداری و نهادهای حمایتی انجام شد تا بتوانیم  مشکلات موجود را تبدیل به فرصت کنیم و انگیزه‌ای بین مردم برای رفع گرفتاری‌ها ایجاد شود.

بگذارید از آخر شروع کنم، اولین برنامه‌ای که در قالب اعتمادگیری انحام دادیم برنامه تربیتی و آموزشی بود. با توجه به فضای رسانه‌ای که در دسترس بود، شناسایی افراد محله را انجام دادیم. شماره تماس‌های افراد را هم از خود آنها گرفتیم که کانال‌هایی در فضای مجازی ایجاد شود. به دنبال اتحاد مردمی بودیم که در این راستا از افرادی که مرتبط با کارگروه‌ها بودند زیرمجموعه‌هایی را برای هدایت مردم به مسجد تشکیل دادیم.

فارس: فرمودید یک ماه کار آمارگیری طول کشید، احتمالا یک فرصتی هم باید برای اجرای برنامه‌ها و فراخوان و… انجام می‌دادید، چطور مردم به مسجد جذب شدند؟ اولین برنامه‌ای که در محله انجام دادید چه بود و بازخورد آن چطور بود؟ 

در حوزه تربیتی ابتدا از نوجوانان و جوانان بهره گرفتیم، برنامه‌های تربیتی و آموزشی و ارتباط با مردم را هم مورد توجه قرار دادیم. ارتباطی که با مردم در محله داشتیم طوری بود که اگر خداوند فرزندی به خانواده‌ای می‌داد پیام تبریکی را به آن خانواده می‌دادیم، در منزل آن فرد با افراد معتمد و اعضای مسجد حاضر می‌شدیم تا انگیزه‌ای ایجاد شود آنها را به مسجد دعوت کنیم.

در منزل کسی هم که ازدواج می‌کرد حاضر می‌شدیم و تبریک می‌گفتیم، یک کادو را از طرف کارگروه‌ هدیه می‌بردیم، کار توسط کارگروه‌های مرتبط با این برنامه انجام می‌شد، چون کار تشکیلاتی بود و قرار نبود تنها بنده درگیر باشم؛ هدف این بود که اعضای کارگروه در کنار ما باشند و با کمک آنها مشکلات را برطرف کنیم.

آن طور که پیداست بزرگترین آسیب این منطقه ۷ هزار نفری «اعتیاد» و «طلاق» است، این موضوع برنامه منسجم و راهبردی نیاز دارد، در این زمینه چه اقداماتی صورت گرفت؟

در مقابله با اعتیاد و مشکلات موجود در منطقه، در قالب برنامه شبکه‌سازی تعداد افراد درگیر اعتیاد را شناسایی کردیم، این خیلی مهم بود که البته تمام اطلاعات هم محرمانه است و اگر مشکلی هم باشد به آن اطلاعات رجوع کرده و به صورت محرمانه بررسی می‌شود، چون حفظ کرامت و آبروی دیگران برای ما بسیار مهم است.

بفرمایید در منطقه چند نفر درگیر مواد مخدر بودند و چطور کار را برای ترک اعتیاد پیش بردید؟

افراد زیادی درگیر اعتیاد بودند به طوری که در هر کوچه از چهار نفر تا ۱۰ نفر مصرف‌کننده شناسایی شده بود، این آسیب به نحوی آسیب شهرستانی هم بود اما چون تراکم جمعیت در محیط و محله ما بالا بود، بیشتر به چشم می‌خورد.

تعداد افرادی که معتاد بودند را شناسایی کردیم که در بحث طلاق نیز این اتفاق افتاد و شبکه‌سازی در بحث شناسایی به صورت مصداقی پیش رفت. در حوزه مقابله با اعتیاد باید در خانواده‌ها انگیزه ایجاد می‌کردیم، خانواده‌هایی بودند که هیچ امیدی به ترک اعتیاد عزیزان خود نداشتند و باید به نحوی وارد زندگی آنها می‌شدیم.

بعد از انجام کار تشکیلاتی ارتباط‌گیری و سرکشی به این خانواده‌ها مورد توجه قرار گرفت تا شناسایی افراد درگیر اعتیاد انجام شود. نیاز به کمک نهادهای دیگر داشتیم و باید آنها را هم پای کار می‌آوردیم تا از این خانواده‌ها حمایت کنیم.

افراد زیادی را در سطح محله شناسایی کردیم، برخی برای ترک همراهی می‌کردند و برخی خیر، تا حدی که در توان داشتیم کار را انجام دادیم. به صورت آماری تقریبا ۱۵۰ نفر را شناسایی کردیم، آنها مصرف‌کنندگان سنتی و صنعتی بودند از ۱۵۰ نفر شناسایی شده توانستیم ۱۰۰ نفر را ترک دهیم.

مشکلات این خانواده‌ها زیاد بود؛ خیلی از آنها خانواده‌های ضعیفی بودند که توان پرداخت پول کمپ را نداشتند. ما باید کارگروه‌ها را درگیر می‌کردیم، کارگروه «خیرین»، «جهادی» و «خانواده» کار را به دست گرفتند. حمایت از خانواده‌های درگیر اعتیاد بسیار حائز اهمیت بود، آنها به قدری منزوی شده بودند و درگیر مشکلات که باید در «تربیت خانواده» و اینگونه مسائل اقدامات جدی انجام می‌دادیم تا بتوانیم به این افراد کمک کنیم.

از کمک‌هایی که به این خانواده‌ها داشتید برایمان بگویید.

برای حمایت‌های مالی کار شناسایی را انجام دادیم، حین کار متوجه شدیم اکثر این خانواده‌ها زیر پوشش هیچ نهادی نیستند، با استفاده از ظرفیت خیرین شهرستان و استان‌های دیگر حمایت‌هایی انجام شد.

یکی از حمایت‌های ما مربوط پرداخت هزینه‌های کمپ ترک اعتیاد بود، چون بسیاری از خانواده‌ها توان پرداخت آن را نداشتند، از ادارات مرتبط مانند دادگستری، نیروی انتظامی و بهزیستی هم کمک گرفتیم. تا زمانی که افراد در کمپ بودند به خانواده‌های آنها با اهدای بسته‌های حمایتی کمک می‌کردیم، اگر کسی بیمار می‌شد در پرداخت هزینه‌های بیمارستانی و تهیه دارو نیز برنامه داشتیم.

در زمینه تربیت و آموزش فرزندان این خانواده‌ها کلاس‌های متعددی در فضای مسجد و… برگزار کردیم. عملکرد ۱۲ کارگروه در این زمینه بسیار مهم بود، برای نمونه در حوزه تفریح و ورزش‌ سالم بومی با اهدای جوایز به دانش‌آموزان سعی در حمایت آنها داشتیم.

 بسیاری از خانواده‌های درگیر اعتیاد توان خرید لوازم‌التحریر برای فرزندان خود را نداشتند و حتی برخی دانش‌آموزان از تحصیل بازمانده بودند، به طوری که ۲۰ دانش‌آموز را شناسایی کردیم که اغلب درس را از کلاس سوم رها کرده بودند در صورتی که باید کلاس هفتم یا هشتم می‌بودند، جلسات متعددی را با آموزش و پرورش و نهادهای مربوطه داشتیم و توانستیم آنها را به تحصیل برگردانیم.

البته ترک کردن مهم نیست و بسیاری از افراد مصرف‌کننده بارها اقدام به ترک می‌کنند و باز هم به این سمت گرایش می‌یابند، نگهداشتن آنها خیلی مهم است تا دیگر سمت اعتیاد نروند، یکی از برنامه‌هایی که ما در فضای مسجد و محله داشتیم همین موضوع بود، پس به سراغ تأمین شغل رفتیم؛ ۳۰ نفر از خانواده‌های درگیر اعتیاد را در مناطق مختلف شهرستان مشغول به کار کردیم. این بجز اشتغالی بود که در سطح محله داشتیم.

کارگروه خیرین این افراد را شناسایی می‌کردند تا وارد چرخه کار شوند و به سمت اعتیاد برنگردند، از کار کشاورزی گرفته تا شهرداری و نگهبانی ۳۰ نفر مشغول شدند؛ از این تعداد همچنان ۲۵ نفر بعد از دو سال در کار خود مانده‌اند.

در حوزه ترک اعتیاد ۱۵۰ نفر را جذب کردید و ۱۰۰ نفر را ترک دادید، از مشکلاتی که در این زمینه گفتید بگویید.

 یکی از مشکلات عدم همراهی افراد مصرف کننده بود، افرادی بودند که بعد از چندین بار ترک دوباره به دام اعتیاد برگشته بودند، بنابراین ایجاد انگیزه برای پاک ماندن خیلی مهم است؛ خوشبختانه کار ما تعطیل نشده و در این چند روز گذشته هم توانستیم دو نفر دیگر را ترک بدهیم و کار همچنان ادامه دارد.

درست است در بین جمعیتی که زیر پوشش ما بودند ۱۵۰ نفر را شناسایی و ۱۰۰ نفر را ترک دادیم که شاید عدد کمی باشد اما نسبت به کار نهادها و امکانات آنها قابل توجه است؛ ضمن اینکه چشم‌اندازی تعریف کرده‌ایم که هر سال بتوانیم تعدادی از مصرف‌کنندگان مواد مخدر را ترک دهیم.

از طرف دیگر عدم رغبت و عدم همراهی برخی از نهادهای حمایتی و مسائل دیگر باعث شده که آمار بیشتری از ترک‌کنندگان مواد مخدر را شاهد نباشیم.

یکی دیگر از آسیب‌های جدی ما موضوع فروش مواد مخدر بود؛ توانستیم در این قضیه هم ورود کنیم و رویکرد درآمد سه خانواده را تغییر دهیم تا به سمت درآمد حلال گرایش یابند.

عرض کردم ترک اعتیاد ساده‌تر از نگه داشتن افراد در این شرایط است، اینکه بتوانیم چطور افراد را نگهداریم موضوع بسیار مهمی است. در توجه به این موضوع در حال حاضر چندین خانواده به خاطر اینکه مستاجر بودند از محله رفته‌اند اما ما ارتباط خود را با آنها قطع نکردیم تا به دامن این بلای خانمانسوز برنگردند.

در زمینه طلاق چطور ورود کردید و توانستید این معضل را کاهش دهید؟

بررسی کردیم ببینیم چه چیزی باعث شد خانواده‌ها به سمت طلاق بروند، با بهزیستی و اورژانس اجتماعی و شورای حل اختلاف دادگستری و کانون‌هایی که مرتبط با این موضوع بودند ارتباط گرفتیم.

بسیاری از آنها به خاطر مسائل هیچ و پوچ طلاق می‌گرفتند، مثلا به خاطر چشم و هم چشمی، ورود کردیم و در قالب کارگروه خانواده کار را پیش بردیم. کلاس‌های متعددی را با حضور افراد موثر مانند روانشناس و پزشک و… مهیا کردیم.

برخی هم به خاطر نبود امکانات زندگی گزینه طلاق را انتخاب می‌کردند، برای مثال جوانی دو سال عقد کرده بود اما به خاطر مشکلات خانوادگی و تهیه جهیزیه در آستانه جدایی بود که توانستیم با تأمین جهیزیه مشکل را حل کنیم؛ ۳۰ میلیون تومان جهیزیه برای او تهیه شد و کاری هم برایش مهیا کردیم که دستش جیب خودش باشد.

خوشبختانه در مجموع طی دو سال جلوی ۲۷ مورد طلاق را گرفته‌ایم که اینها برای ما بسیار ارزشمند است.

در ارتباط با ایجاد اشتغال بیشتر توضیح می‌دهید؟

در این زمینه شناسایی انجام شد، برخی افرادی دنبال کار بودند اما کار نبود؛ برخی هم انگیزه کار نداشتند و فقط برنامه آنها این بود که کنار خیابان بنشینند، هیچ درآمدی هم نداشتند و تنها با یارانه روزگار می‌گذراندند. چشم‌اندازی تعریف کردیم که اشتغال‌ زودبازدهی را ایجاد کنیم. افرادی که تخصص داشتند مانند گچ‌کار، سیمانکاری و بنا و… شناسایی شدند و با ارتباط کارگروه‌ها برای آنها شغل مهیا شد. با این کار توانستیم برای ۲۰ نفر شغل دائم بجز اشتغالی که برای بهبودیافتگان داشتیم، ایجاد کنیم.

موضوع بعدی ظرفیت‌های موجود در منطقه بود به طوری که بسیاری از این افراد می‌توانستند کار خیاطی، گلدوزی، میناکاری و سفالگری انجام دهند اما هزینه ایجاد یک کارگاه را هم نداشتند. در همین راستا دو کارگاه خیاطی ایجاد کردیم.

برنامه بعدی ما استفاده از ظرفیت منطقه بود، از خانه‌هایی که حیاط‌ بزرگی داشتند استفاده شد، به صورت ویژه ورود کردیم تا هر خانواده‌ای که می‌تواند کاری انجام دهد مشغول با کار شود.

یکی از ظرفیت‌های موجود در شهرستان نشاء گوجه‌فرنگی بود، زمین‌هایی بایر زیادی در منطقه داشتیم که می‌توانستیم کشت نشاء را انجام دهیم، ابتدا پنج خانواده را درگیر کار کردیم، این افراد با پول کم اما با ظرفیت خیرین و کارگروه جهادی حمایت شدند و به عنوان قرض‌الحسنه مبالغی را در اختیار آنها قرار گفت تا کار انجام گیرد.

اسدآباد ظرفیت خوبی را هم در فرآوری آلوی بخارا دارد، متاسفانه آلو قبلا خام‌فروشی می‌شد، افرادی را وارد کارگروه کردیم که تخصص فرآوری این محصول را داشتند. آلوی بخارا کارگاه‌های خاصی می‌خواست و خانواده‌ها هم در این زمینه آشنایی نداشتند پس باید به آنها آموزش می‌دادیم، بعد از آموزش و انجام کار، قیمت هر کیلو محصولی که ۲ یا ۳ هزار تومان بود با فرآوری ۳۰ هزار تومان فروخته ‌شد، ماه گذشته آخرین محصول را هر کیلو ۴۰ هزار تومان فروختیم.

 سال اول ۱۰ خانواده و سال گذشته ۲۰ خانواده و امسال ۳۰ خانواده را مشغول این کار کردیم، ایجاد گلخانه یکی دیگر از کارها بود که انجام شد، دو گلخانه برای دو خانواده راه‌اندازی کردیم، ابزاری که برای ایجاد گلخانه به کار گرفتیم پلاستیک‌های ساده در بازار بود و با همین وسیله‌ها طراحی را انجام دادیم.

خانواده‌های بهبودیافته از اعتیاد را هم به فعالیت‌ها سوق دادیم. حتی برای نگهداری بهبودیافتگان از اعتیاد جشن «یک سال پاکی» را گرفتیم. این کار را با کمک معاونت اجتماعی سپاه، بهزیستی، نهادها و مراکز مردم‌نهاد، فرمانداری، ستاد مبارزه با مواد مخدر شهرستان و دادگستری انجام دادیم.

در این سه سال چقدر توانستید شغل ایجاد کنید؟

تقریبا ۴۰ نفر به صورت مستقیم مشغول به کارند یعنی ۴۰ خانواده که اگر اعضای آنها را سه تا چهار نفر حساب کنیم ۱۲۰ نفر را شامل می‌شود، برای مثال برای یک خانواده اشتغالی ایجاد کردیم که سال اول ۷ میلیون تومان در ماه درآمد داشت، سال گذشته ۹ میلیون تومان و امسال ۱۰ میلیون تومان سود خالص در یک ماه به دست آورد، ۳۰ خانواده در حوزه فرآوری آلوبخارا و ۲۰ خانواده در زمینه نشاء گوجه فعال شدند، می‌توان گفت ۱۰۰ خانواده را درگیر اشتغال کردیم.

در مورد تفریح و ورزش سالم هم برنامه‌هایی داشتید، لطفا در این مورد بیشتر توضیح دهید. 

بله، یکی از برنامه‌ها بازی‌های بومی ـ محلی است مانند طناب‌کشی، فضای بیرون مسجد باز بود و توانستیم از این موقعیت استفاده کنیم. هفته‌ای سه روز هم سالن ورزشی در اختیار داشتیم که به تناسب سن افراد مسابقات فوتسال، دارت، طناب‌کشی، هندوانه خوری و ماست خوری برگزار کردیم. مسابقات تیراندازی، اردویی و کوه‌نوردی هم در برنامه بود.

همکاری مسوولان در برنامه‌ها چطور بود؟

انصافا برخی از نهادها خوب کمک کردند، سپاه یکی از مجموعه‌هایی است که همکاری خیلی خوبی داشت، چندین بار توانستیم میز خدمت را به محله بیاوریم، سال ۹۷ اولین کار جهادی ما با حضور تمام گروه‌ها آغاز شد و توانستیم مشکل ۲۰ خانه‌ درگیر ایزوگام، سرویس بهداشتی و حمام را حل کنیم و یک باب منزل را هم به صورت کامل ساختیم.

 یکی از معضلات بزرگ ما مشکل آسفالت منطقه بود که کارهایی در این زمینه در حال انجام است. در خصوص روشنایی، سیم‌های برق، کمبود فضاهای ورزشی نیز مشکلاتی وجود داشت. البته فضای ورزشی داشتیم اما چون فاصله دور بود مردم استفاده نمی‌کردند. برای ۳۰ نفر از جوانان توانستیم مشکل فضای آموزشی را رفع کنیم، با کمک فنی و حرفه‌ای هم در رشته کامپیوتر، برق و صنعت، برق خودرو و برق ساختمان اشتغال ایجاد کردیم.

راستی، برنامه‌های شما با شیوع کرونا چطور پیش رفت؟

 یکی از آسیب‌های موجود در این شرایط تعطیلی مساجد بود و متاسفانه تا امروز هم ادامه دارد؛ البته بیکار نماندیم و تصمیم گرفتیم فضایی را ایجاد کنیم تا فعالیت‌های مسجد تعطیل نشود. در این بین توجه ویژه‌ای به کارگروه رسانه داشتیم که تمام برنامه‌ها به شبکه‌های اجتماعی برده شد، کارهای خوبی در این زمینه انجام شد که یکی از آنها تحویل ۲۵ ماهواره به صورت خودجوش از سوی مردم به پایگاه بود.

با طرح “شهید بهنام محمدی” هم در زمینه آموزش دانش‌آموزان ورود کردیم آن هم با کمک سپاه و سازمان تبلیغات. ما اولین «کارگروه جهادی مقابله با کرونا» را در شهرستان تشکیل دادیم که شب‌ها در مکان‌های عمومی منطقه و شهرستان گندزدایی انجام می‌دادند و روزها با تشکیل ستاد مردمی و کمک امام جمعه از طریق ۳۷ دستگاه تراکتور کشاورزان، چهار روز در هفته ضدعفونی صورت می‌گرفت.

در این ایام بیش از یک هزار بسته معیشتی توزیع کردیم، ۵۰ بسته لوازم‌التحریر نیز تهیه و بین نیازمندان  توزیع شد، برای ۵ دانش‌آموزی که توانایی مالی نداشتند گوشی تهیه کردیم که ۴ تبلت هم اهدا شد.

 توانستیم‌ قریب به ۸۰ میلیون تومان بخشش اجاره بها داشته باشیم، برگزاری مسابقات کتابخوانی در سطح محلات با هدف ایجاد تفریح سالم در ایام کرونا از دیگر برنامه‌ها بود، تمام این فعالیت‌ها با حضور جوانان مومن و انقلابی انجام شد که باید بابت این اتفاق شکرگزار خدا باشیم.

شناسایی خانواده‌های آسیب‌دیده از کرونا، توزیع ماسک رایگان در مناطق محروم و حضور تیم جهادی در کنار کادر درمان از دیگر فعالیت‌های ما بود، حضور در تدفین اموات کرونایی از دیگر اقدامات بود، خودم هم فروردین درگیر این بیماری شدم، البته بیماری در مسیر خدمت به مردم و ارزش‌های عالیه‌ای که رهبری برای ما تعریف کرده بودند برایم بسیار شیرین بود.

ضمن تشکر از شما، سوال پایانی اینکه بفرمایید امام محله باید چه خصوصیتی داشته باشد تا به اهداف تعریف شده دست یابد؟

 باید در کنار مردم باشد و آنها را درک کند، امام کاظم(ع) می‌فرمایند افضل‌ عبادت‌ها خدمت به مردم و رفع مشکلات آنهاست. امام محله‌ای موفق است که در کنار مردم، با مردم برای رفع مشکلات مردم قدم بردارد. او باید پیشوا باشد تا دیگران پشت سرش راه را به درستی تشخیص دهند.

در پایان فرصت را مغتنم شمرده و از تعدادی از عزیزان تشکر می‌کنم، حجت الاسلام نظیری؛ مدیرکل تبلیغات استان که خیلی کمک حال ما بودند، اعضای کارگروه‌ها و نهادهای شهرستان و تشکر ویژه از همسرم، چون اگر ایشان نبودند نمی‌توانستم کارم را به درستی انجام دهم.

منبع: خبرگزاری فارس

به حوزه مسجد و فعالیت های مرتبط با آن علاقمند هستم. تلاش دارم تا در سایت بنیاد هدایت کمک کنم تا فعالیت های متعددی را که امامان ما در سراسر کشور، به گونه ای خالصانه و جهادی انجام میدهند پوشش دهم تا هم مخاطبان بدانند یک امام موفق چگونه عمل میکند هم الگوهایی برای دیگر امامان مساجد معرفی کنیم با من از طریق لینک های روبرو در تماس باشید.
لینک کپی شد!